نميدونم چطور ميشه كه كسي اينجوري با قاطعيت در مورد چنين مسائلي اظهار نظر كنه! آخه اگه حتي حزب الله اين چيزي نباشه كه نشون ميده، مطمئنا اسرائيل هم نميتونه اون چيزي كه اصلا نشون نميده باشه! "نمونه يك كشور آزاد و دموكراتيك!!!" خيلي سعي كردم متن رو بي تعصب و جانبداري بخونم اما، وقتي اون صحنهها رو يادم مياد و اون بچههاي سياه شدهي زير آوار، چطور ميتونم فكر كنم كه اسرائيل واسه رسيدن به خواستههاي دموكراتيكش! ناگزيرِ از همچين فجايعييه! و حزب الله هم با اون امكانات و نيروي مسلما كمتر از حريف، پارتيزاني عملكردنش هم از پستيه بنياد گراييشه و بايد راست حسيني بره وسط دهن شير و بگه ما همينيم، حالا بزن ما رو قاچ قاچ كن! نميتونم هم فكر كنم كه خوب تو جنگ حلوا پخش نميكنن و...پيرهن عثمان رو هم دست بعضيها اصلا نميخوام ببينم كه مبادا حداقل واسه دلسوزي هم _ كه تنها حربه انسانيم شده فقط_ زورم بياد..
اين روزا تموم كانالها پر شده از آوار، صداي شليك توپ و سيد حسن و اخبار غلو شدهاي كه معلوم نيست چيش راسته چيش دروغ! ديشب تا صبح خواب ميديدم كه قراره جنگ بشه و آخرشم شد! دلهره و ترس!سقوط يه موشك خيلي دراز با حركت آهسته!_مثل خود فيلما_ تو حياط خونه! بعدشم تموم سقفها و ديوارها ريختن تو هم! انگار يه اشتباهي شده بود و هنوز زنده بودم واسه خواب ديدن باقيه ترسام!...لمس تن به تن جنگ...
بعيده كه كابوس اون 8 سال بتونه دست از سر ما برداره، فقط يه تلنگر، صداي يه هواپيما، ترفه بازيه چهار شنبه سوري...حتي گاهي وقتا صداي آمبولانس هم باعث ميشه كه تو خواب...مثل 19 سال پيش كه صداي اون موشك درست پشت خونمون واسه هميشه خواب تابستونيمونو پاره كرد...